آخرین مقالات

ورود

آلبوم تصاویر

آیا از ائمه معصومین(ع) در مورد عدم تحریف قرآن حدیثی داریم یا نه؟ و آیا در کتب اهل سنت نیز حدیثی در این مورد هست یا نه؟

پاسخ پرسش اول:
دلایل متعددی بر تحریف ناپذیری قرآن وجود دارد از جمله تواتر قرآن که در طی قرون و اعصار اسلامی همواره افراد زیادی قرآن را به حافظه سپرده و نقل کرده‌اند و نیز گواهی علما و اهتمام مسلمانان به حفظ قرآن و حساسیت در برابر تحریف و نیز آیات متعددی که بر عدم تحریف دلالت دارد.

علاوه بر اینها احادیث متعددی نیز بر پیراستگی قرآن از تحریف دلالت دارد. که این احادیث را می‌شود به دو دسته تقسیم کرد:

دسته‌ی اول: احادیث کلی که از آنها استفاده می‌شود قرآن از هر گونه تحریف بدور است که برخی از آنها را ذکر می‌کنیم:

1. احادیث عرض بر کتاب:
توضیح: ائمه(ع) برای تشخیص احادیث سره از ناسره، یک معیار کلی برای ما بیان کرده‌اند و فرموده‌اند:

احادیثی که از ما می‌شنوید به قرآن مجید عرضه کنید اگر موافق با قرآن بود آنها را بگیرید و بدان عمل کنید و اگر مخالف با قرآن بود آنها را رها کرده و بدان عمل نکنید. این احادیث دلالت دارد که قرآن از هرگونه تحریفی پیراسته است چرا که اگر قرآن قابل تحریف بود امام(ع) آن معیار کلی را برای ما ارائه نمی‌دادند و ما به نتیجه‌ی مطلوب که شناخت صحت و عدم صحت احادیث باشد نمی‌رسیدیم.

نمونه‌ای از احادیث عرض:

ـ عن الصادق(ع): «اذا ورد علیکم حدیثان مختلفان فاعرضوهما علی کتاب الله فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فردّوه».[1]

از امام صادق(ع) حکایت شده: «هنگامی که دو حدیث متفاوت (که موضوع واحد، و دو حکم متغایر داشته باشد) بر شما رسید آن دو را بر کتاب الهی عرضه نمائید اگر یکی از آن دو با قرآن موافق بود (و حکم آن بر طبق حکم آیات قرآن بود) آن را بگیرید و آن دیگری را که مخالف با حکم کتاب الهی است ترک کنید.»

ـ عن رسول الله(ص): «انّ علی کلّ حق حقیقة و علی کل صواب نوراً فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه»[2]

«از پیامبر گرامی(ص) نقل شده: همانا بر هر حقی یک حقیقتی است و بر هر عمل درستی نوری نهفته است، پس آنچه با کتاب الهی موافق باشد آن را دریابید و هر آنچه با کتاب الهی مخالف باشد رهایش کنید.»

2. حدیث ثقلین:
از جمله احادیثی که بین مسلمین به تواتر رسیده و علمای شیعه و سنی آن را نقل کرده‌اند حدیث ثقلین است. صدور این حدیث از پیامبر گرامی(ص) بین علما مورد اتفاق است چرا که بیش از 30 صحابه آن را از حضرت چنین نقل کرده‌اند:

«قال رسول الله(ص): انّی تارک فیکم الثقین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً قی یردا الی الحوض»[3] پیامبر گرامی فرمودند: «همانا من دو چیز گرانبها را در میان شما گذاردم، یکی کتاب الهی و دیگری اهل بیتم اگر به آن دو تمسک جوئید هرگز گمراه نخواهید شد تا اینکه آن دو نزد حوض کوثر بر من وارد شوند.»

حدیث مذکور بر عدم تحریف قرآن دلالت دارد؛ چرا که حضرت این حدیث شریف را برای بعد از رحلت خویش برای امت بیان کردند. اگر بعد از خودش قرآن تحریف می‌شد هیچگاه امت خویش را برای نجات از گمراهی، به قرآن تحریف شده سفارش نمی‌کرد. بنابراین از سفارش حضرت به تمسک قرآن برای عدم گمراهی امت معلوم می‌شود که قرآن در آینده دستخوش تحریف نخواهد شد.

دسته‌ی دوم احادیث:
که نمونه‌هایی را از آنها حکایت می‌کنیم:

1. امام رضا(ع) طی نامه‌ای به مأمون عباسی در رابطه با قرآن چنین می‌نویسند:

«ان جمیع ما جاء به محمد بن عبدالله هو الحق المبین... و انّه حق من فاتحته الی خاتمته نؤمن بمحکمه متشابه و خاصه و عامه و وعده و وعیده و ناسخه و منسوخه و قصصه و اخباره لایقدر احد من المخلوقین أن یاتی بمثله»[4]

«تمام آنچه را که پیامبر(ص) آورده (قرآن) حقی است آشکار ... و اینکه قرآن از ابتدای فاتحة الکتاب تا آخر آن حق است، و ما به محکم و متشابه و خاص و عام و وعده و وعید و ناسخ و منسوخ و داستان‌ها و اخبارش ایمان داریم، و هیچ کس از بندگان توانایی ندارد مثل آن را بیاورد.»

اینکه امام(ع) فرمودند: از ابتدای قرآن تا انتهای آن حق است دلالت دارد به اینکه، قرآن از هر گونه تحریف (نُقصان و زیادت) مبراست و قرآن موجود، همان قرآن نازل شده بر پیامبر است.

2. در روایت دیگری راوی از امام صادق در مورد قرآن موجود چنین سوال می‌کند:

سأت الصادق جعفر بن محمد(ع) فقلت له: یا ابن رسول الله ما تقول فی القرآن؟ فقال: هو کلام الله و قول الله و کتاب الله و وحی الله و تنزیله و هو الکتاب العزیز الذی (لایأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلقه، تنزیل من حکیم حمید)؛[5] «امام(ع) پاسخ می‌دهند: قرآن موجود همان سخن و قول الهی و کتاب و وحی الهی است، و این کتاب همان کتابی است که خدای متعال در وصفش فرموده «هیچگاه باطل از جلو و عقب به آن راه پیدا نمی‌کند.»

این حدیث بر عدم تحریف قرآن دلالت روشن دارد؛ چرا که امام(ع) کل قرآن موجود را وحی الهی دانسته، و نفرمود نه: قرآن کلام الهی است مگر فلان آیه که کم شده یا فلان آیه که زیاد شده است. و از این رو حضرت برای صحت ادعای خودشان در ذیل حدیث به آیه‌ی قرآن[6] تمسک کرده‌اند.

3. و نیز از علی(ع) حکایت شده:

«و کتاب الله بین اظهرکم ناطق لایعیی لسانه و بیت لاتهدم ارکانه»؛[7] «کتاب الهی که در میان شماست گویایی است که زبانش خسته نمی‌شود و خانه‌ای است که ستون‌های آن خراب نمی‌شود.»

حضرت علی(ع) در این جمله‌ی کوتاه، قرآن را به خانه‌ای تشبیه کرده‌اند که هیچ گاه ستون‌های آن خراب نمی‌شود و برای همیشه باقی و برقرار است، به طوری که کسی توانایی تخریب آن را ندارد و به تعبیر دیگر هیچ کس قادر بر تحریف قرآن نیست و قرآن از هرگونه تحریفی به دور است.

پاسخ پرسش دوم:[8]
کوشش و اهتمام مسلمانان بر حفظ آیات قرآن
اهتمام به حفظ و ضبط قرآن بعد از تلقی و دریافت وحی (= قرآن)، توسط شخص پیامبر(ص)، از مسلمات تاریخ است؛ چرا که وی پس از دریافت وحی کاتبان وحی را فرا می‌خواندند و آیات نازل شده، با نظارت دقیق حضرت نگاشته می‌شد. این اهتمام بعد از رحلت آن حضرت توسط اصحاب وی و سپس تابعین و بعد توسط مسلمین ادامه داشت. از این رو هیچ کس حتی حاکمان و صاحبان قدرت به خود اجازه نمی‌داد تا در قرآن کوچک‌ترین تحریفی را انجام دهند چرا که در این صورت با اعتراض جدی صحابه و مسلمین روبرو بودند.

در اینجا به ذکر دو نمونه از اهتمام و کوشش صحابه و مسلمین در این راستا، از کتب اهل سنت اکتفا می‌کنیم:

الف. جلوگیری از افزودن آیه‌ی رجم:
خلیفه‌ی دوم گمان می‌کرد که جمله‌ی «اذا زنی الشیخ و الشیخة فارجموها البتة نکالاً من الله»؛ «هرگاه پیر مرد یا پیر زنی زنا کنند البته آنان را سنگسار کنید که این عقوبت از جانب خداوند است» که به آیه‌ی رجم معروف است جز قرآن بوده و در زمان پیامبر اسلام(ص) تلاوت می‌شده؛ از این رو وی در هنگام جمع‌آوری قرآن که توسط «زید بن ثابت» و افراد دیگر انجام می‌شد تلاش نمود تا آن جمله را جزء آیات قرآنی بنگارند، اما کسی از وی قبول نمی‌کرد، چرا که روش کار «زید بن ثابت» این بود که هر کس ادعا کند خلاف جمله از آیات قرآن است باید دو شاهد داشته باشد تا شهادت دهند که آن جزء قرآن است. ولی چون عمر برای مدعای خویش هیچ شاهدی نداشت آن جمله را از وی قبول نکردند و آن را ننوشتند.[9]

ب. جلوگیری از حذف واو در قرآن:
خلیفه‌ی دوم گمان می‌کرد که آیه‌ی «السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار و الذین ابتعوهم باحسان»[10] باید بدون حرف واو در «والذین»، و با رفع کلمه‌ی «الانصار»، و بدون عطف بر «المهاجرین» قرائت شود تا صرفاً مهاجرین از مصادیق «السابقون الاولین» باشند. لذا وقتی که «زید بن ثابت» مشغول جمع‌آوری قرآن بود عمر از وی خواست تا آیه را بدون حرف «واو» بنویسد، اما «زید بن ثابت» جواب منفی داد و به وی گفت: «الذین» با حرف «واو» است نه بدون «واو»، اما عمر همچنان بر حرف خویش اصرار داشت تا اینکه دستور داد «اُبی بن کعب» را احضار کنند و مسئله را از او سوال کنند، وی آمد و کلام «زید بن ثابت» را تصدیق کرد و عمر از «اُبی بن کعب» متابعت کرد.[11]

اینگونه احادیث نشان می‌دهد که برادران اهل سنت نیز نسبت به عدم تحریف قرآن پایبند بوده‌اند و از آن جلوگیری می‌کرده‌اند.

منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. صیانة القرآن من التحریف، آیت الله معرفت، ترجمه‌ی آن تحریف ناپذیری قرآن.

2. سلامة القرآن عن التحریف، دکتر نجارزادگان.

3. البیان، آیت الله خوئی.







--------------------------------------------------------------------------------

[1] . وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج 18، ص 84، ح 29.

[2] . همان مصدر، ص 78، ح 10.

[3] . نک: الغدیر، علامه امینی، احقاق الحق و سنن ترمذی، ج 2، ص 308.

[4] . عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، ج 2 / 122، ط 1363.

[5] . امالی شیخ صدوق، ص 639، انتشارات مؤسسه بعثت تهران.

[6] . فصلت / 42.

[7] نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 133.

[8] . در رابطه با عدم تحریف قرآن حدیثی را از کتب اهل سنت نیافتیم اما شواهد تاریخی که در کتب آنها وجود دارد می‌تواند عدم تحریف قرآن را ثابت کند.

[9] . الاتقان، سیوطی، ج 1، ص 118.

[10] . توبه / 100.

[11] . الدرر المنثور، سیوطی، ج 4، ص 268، انتشارات دارالفکر.

| نظر جدید | نسخه چاپ