اسرار و معارف حج (مشعر)
نگارش: دکتر محمدعلی رضائیاصفهانی
آذر 1384
درآمد:
«مشعر» سرزمینی است در حدود دوازده کیلومتری عرفات، که در مسیر عرفات به سوی مکه قرار دارد. این سرمین بین تنگه دو کوه (مأزمین) و وادی مُحسَّر واقع شده است که توقف در آن از ارکان حج است و حاجیان شب دهم ذی الحجه بعد از غروب آفتاب از عرفات حرکت میکنند و به مشعر میآیند و در آنجا با قصد قربت شب را به صبح میرسانند. مشعر را به نام «مزدلفه»، «جمع» و «مشعر الحرام» نیز میخوانند.
واژگان:
الف. واژه «مشعر» به مکانی گویند که شعار خدا و نشان خداجویی و خداخواهی در آن کاملاً پیداست.(1) و نیز در مورد نامگذاری مشعر گفتهاند که آنجا مرکزی است برای شعائر حج و نشانهای از این مراسم عظیم.(2)
و نیز گفتهاند که مشعر به معنای نشان راه است و این سرزمین نشان و مکان عبادت خداست.(3)
ب. واژه «مُزدلفه» از ماده «ازدلاف» به معنای نزدیک شدن یا اجتماع است.(4)
از آن جهت به سرزمین مشعر، «مزدلفه» گویند که مردم با کوچ از عرفات به سوی مشعر، به مکه و یا به خدا نزدیک میشوند و یا بخاطر آنکه مردم در مشعر اجتماع میکنند.(5)
در حدیثی از امام صادق(ع) حکایت شده که جبرئیل(ع) به هنگام آموزش مناسک حج به ابراهیم(ع) بعد از غروب روز عرفه و هنگام حرکت به مشعر به ابراهیم(ع) فرمود: «ازدلف الی المشعر الحرام» «به سوی مشعر الحرام حرکت کن و به آنجا نزدیک شو.»(6)
از این رو این سرزمین را مزدلفه نامیدند.
و در حدیث دیگری از امام صادق(ع) حکایت شده که علت نامگذاری مزدلفه آن است که حاجیان بعد از توقف در عرفات بدان سو حرکت کرده و به آنجا نزدیک میشوند.(7)
ج. واژه «جمع» به معنای اجتماع و ضد جدایی و تفرقه است و شاید به مشعر از آن جهت ِ«جمع» گویند که مردم در این سرزمین اجتماع میکنند و یا بخاطر آنکه در این سرزمین بین نماز مغرب و عشاء جمع میکنند، یعنی با یک اذان و دو اقامه آنها را به جا میآورند.(8)
اسرار مشعر در آئینه قرآن:
«لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُوا فَضْلاً مِن رَبِّکُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکُرُوا اللّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْکُرُوهُ کَمَا هَدَاکُمْ وَإِن کُنْتُمْ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّینَ» (بقره / 198)
هیچ گناهى بر شما نیست که (در موسم حج روزى و) بخششى از پروردگارتان بجویید، و هنگامى که از «عرفات» روانه شدید، پس خدا را در «مشعر الحرام» یاد کنید، و او را یاد کنید همان گونه که شما را راهنمایى نمود و [شما] پیش از آن، قطعاً از گمراهان بودید.
1. در قرآن کریم فقط یک بار در آیه 198 / بقره از مشعر الحرام یاد شده است، در این آیه به جواز استفادههای اقتصادی در حج و عرفات و مشعر و ذکر الهی اشاره شده است.
برخی مفسران نوشتهاند که: نباید فراموش کنیم که «مشعر» از ماده «شعور» است در آن شب تاریخی و هیجانانگیز ... در درون جامه معصومانه احرام و روی ماسههای نرم، انسان جوشش چشمههای تازهای از اندیشه و فکر و شعور در درون خود احساس میکند.(9)
2. کوچ به سوی مشعر:
در این آیه برای بیان حرکت حاجیان از عرفات به مشعر، از واژه «اَفضتم» استفاده شده که به معنای «بیرون آمدن گروهی» است.(10) یعنی حاجیان همچون رودی سپید از عرفات به سوی مشعر سرازیر شوند.
3. یادمان حق در مشعر:
وظیفه حاجیان در مشعر یاد الهی است. البته یاد خدا گاهی در دل خانه میکند و گاهی بر زبان جاری میگردد و گاهی در عمل ظاهر میشود. آری شب مشعر با یاد الهی نشان خدا میشود.
4. ذکر الهی طبق برنامه و دستور:
در این آیه یادآوری شده که ذکر الهی را طبق دستور و برنامه او انجام دهید. آری حاجیان از عادات جاهلی و مراسم بدعت آمیز میپرهیزند و طبق راهنمایی الهی حرکت میکنند، و هدایت او را سپاس میگزارند و سرمشق خود قرار میدهند.
5. سرزمین مشعر حرام است:
تعبیر «الحرام» که به عنوان صفت «مشعر» در آیه آمده است شاید اشاره به آن است که این سرزمین بخشی از حرم امن الهی است(11) که محرمات خاص خویش را دارد. یعنی برخی کارها در سرزمین مکه (حرم) ممنوع است و این ممنوعیتها در عرفات نبود اما در مشعر وجود دارد.(12)
و برخی تفاسیر نوشتهاند که: «توصیف «مشعر» به «الحرام» دلالت بر قداست و احترام خاص آن سرزمین میکند.(13)
اسرار مشعر در آئینه روایات:
1. در مشعر درهای آسمان باز است و شب زندهداری رمز عروج:
در حدیثی از پیامبر(ص) حکایت شده: «هر کس در شبهای چهارگانه شب زندهداری (احیاء) کند، بهشت بر او واجب میشود، شب هشتم، شب نهم، شب دهم ذی الحجه و شب عید فطر.»(14) که شب دهم ذی الحجه همان شبی است که حاجیان کوی دوست در سرزمین مشعر به سر میبرند و یاد دوست را تا صبح زنده نگاه میدارند.
شب آمد شب که نالد عاشق زار گهی از دست دل گاهی ز دلدار
در حدیث دیگری از امام صادق(ع) حکایت شده که: «اگر میتوانی این شب (مشعر) را احیاء کنی، انجام بده، (و تا بامداد بیدار باش) که به ما رسیده است که در این شب درهای آسمان به روی صدای مومنان بسته نمیشود.
... و خدا دعاها را اجابت و گناهان را میآمرزد برای کسی که بخواهد.»(15)
چه روزها به شب آوردهام در این امید که با وجود عزیزت شبی به روز آرم
2. مشعر توقف در حجاب دوم:
حکایت شده که از امیر المومنین(ع) پرسیدند، چرا مشعر الحرام در حرم قرار گرفت؟ حضرت فرمود: «زیرا هنگامی که به حاجیان رخصت ورود به مکه داده شد، آنها را در حجاب دوم متوقف کرد، پس هنگامی که زاری آنان در مشعر زیاد شد، به آنان رخصت داده شد تا قربانی کنند(16)...»
3. بیمه نامه الهی برای گناهکاران:
در حدیثی حکایت شده که پیامبر اکرم(ص) در بامداد مشعر، به بلال گفت: مردم را ساکت کن، سپس فرمود: «خدا در این مشعر به شما نعمت بخشید و گناهکارانتان را به خاطر نیکوکارانتان بخشود و به نیکوکارانتان هر چه طلبیدند، بخشید، به نام خدا حرکت کنید.»(17)
4. ادب کوچ به مشعر، رعایت حال دیگران:
در هنگام کوچ از عرفات به سوی مشعر، میلونها انسان به حرکت و خروش میآیند، در این حرکت دستجمعی اگر دقت نشود برخی از مردم بویژه افراد ناتوان مورد آزار قرار میگیرند از این رو ادب کوچ، رعایت حال دیگران است.
در احادیث متعددی حکایت شده که پیامبر(ص) هنگام حرکت از عرفات به سوی مشعر مردم را به آرامش فرامیخواند(18) و میفرمود: حج اسب تاختن و شتر دواندن نیست، خودتان را (از عذاب خدا) حفظ کنید و نیکو حرکت کنید، ضعیف و مسلمانی را زیر پا قرار ندهید، و در راه رفتن میانهرو باشید.(19)
و همین سفارش از امام صادق(ع) حکایت شده است. و حتی به ایشان گفته شد چرا در کوچ به سوی مشعر تاخیر میکنید، حضرت فرمود: من از ازدحام هراس دارم و میترسم که در پایمال کردن انسانی شریک شوم.(20)
5. ترک تکبر رمز لطف الهی بر حاجیان کوچ کننده به سوی مشعر:
در حدیثی از امام صادق(ع) حکایت شده که: «کسی از تنگه (بین دو کوه در دهانه مشعر) بگذرد و در دلش تکبر نباشد، خدا (با نظر رحمت) به او مینگرد.
پرسیدم: کبر چیست؟
فرمود: مردم را برنجاند و حق را نپذیرد.»(21)
6. تنگه سلامت با دعای فرشتگان:
از امام صادق(ع) حکایت شده که: «هنگام کوچ حاجیان از تنگه (دو کوه در دهانه مشعر = مأزمین) دو فرشته ندا دهند: پروردگارا (اینان را) سالم بدار، سالم بدار، و پروردگار میپذیرد و از این روست که در آنجا (غالباً) کسی را زمین افتاده و شکسته نمیبینی.»(22)
7. در مشعر چه بخواهیم:
گاهی دعاها اشاراتی لطیف به اسرار مناسک حج دارد. از این رو توجه به دعاهای پیامبر و ائمه(ع) در مشعر میتواند آموزشی برای ما و اشاراتی لطیف به اسرار آن باشد.
الف. مشعر جایگاه استغفار:
در حدیثی از امام صادق(ع) حکایت شده که (از عرفات به مشعر) با آرامش و وقار و استغفار کوچ کنید.(23)
ب. مشعر محل نجات از آتش:
و در حدیثی از امام صادق(ع) حکایت شده که میفرمودند در مشعر بگویید: «فکّ رقبتی من النار» خدایا مرا از آتش نجات عنایت فرما.(24)
و در حدیث دیگری آمده است که خود حضرت مشابه این جملات را در هنگام کوچ تکرار میکردند.(25)
ج. تقاضای سلامت دین کنید.
د. تقاضای قبولی مناسک حج کنید.
هـ . تقاضای زیاد شدن اعمال کنید.
و. تقاضا کنید همه نیکیها برای شما جمع شود و بدیها دفع شود.
ز. تقاضای وسعت در رزق حلال کنید.
ح. به عنوان مهمان خدا از او جایزه بخواهید که لغزشها را ببخشاید و عذرخواهی را بپذیرد و تقوا را توشه ما قرار دهد.(26)
آری پیام این دعاها برای ما آن است که مشعر محلی برای طلب آمرزش و سلامتی دین و قبولی مناسک و برکت اعمال و ارزاق و جایزهگیری است. یعنی در رحمت الهی باز است.
شب مشعر شب راز و نیاز است در رحمت به روی خلق باز است
8. در مشعر مسلّح شوید تا در منی با شیطان مبارزه کنید:
در حدیثی از امام صادق(ع) حکایت شده که: «ریگها را (برای رمی جمرات) از مشعر بردارید.»(27)
حاجیان در روز دهم و یازدهم و دوازدهم در منی، بارها به شیطان حملهور میشوند و ابراهیم وار او را سنگسار میکنند، تا مانع انجام وظایف آنان نشود. ولی این حمله نیاز به اسلحه و مهمات دارد که حاجیان در مشعر سنگها را بر میچینند و مسلح میشوند، تا در منی به دشمن حمله کنند.
اسرار مشعر از منظر صاحب نظران:
1. مشعر جایگاه شعور و شهود حق:
ملا عبدالرزاق کاشانی در تفسیر آیه 198 سوره بقره مینویسد: «خدای را در مشعر الحرام یاد کنید؛ یعنی: جمال حق را در جایگاه سرّ روحی که «خفی» نام دارد شهود کنید؛ چرا که ذکر در این پایگاه عبارت است از شهود و مشعر نیز به عنوان جایگاه شعور، احساس جمال و زیبایی محرّم است و نامحرم را سزا نیست که بدان نایل گردد.»(28)
2. بارور شدن شعور در مشعر:
استاد مکرّم دکتر حجتی مینویسد: « «مزدلفه» از این رهگذر جایگاه تقرب به خدا و چنانکه اشارت رفت نقطه صعود و پرواز به سوی ملأ اعلا میباشد و سرانجام به شعوری بارور میشود که دوست و دشمن خود را شناسائی کرده و آماده شود. تا دشمن را از سر راه قرب به پروردگارش طرد کند.
در این پایگاه درک و شعوری در واقفان به هم میرسد که در همة مواقف چه پیش از مشعر و چه پس از آن بدان هشدار داده شد که میان هیچ یک از آنها با دیگری فرق و امتیازی نیست. ...
وقوف در مشعر را بویژه باید مانند سایر مناسک، شعاری شعور آفرین دانست، برای کسب این شعور باید در ردة همه اقوام قرار گرفت، چرا که قبلاً به خاطراین که با افکار جاهلی امتیازی در خود احساس میکردند،(29) در ضلالت و گمراهی و فقدان شعور لازم به سر میبردند.»(30)
3. شب مشعر، شب آمادگی و رحمت و قبول:
سید عبدالله شبّر مینویسد: «پس از عرفه، باید یک شب را در مشعر بمانی تا در آنجا، خود را برای مبارزهای که فردا با دشمنان خدا در پیش داری آماده کنی، اینجا جزء حرم خداست و عرفه خارج حرم بود، پس مانند کسی باش که اکنون مولایش به او روی آورده و پس از اینکه او را طرد کرده بود، اکنون اجازه ورودش داده و اکنون به باب رحمت رسیده و نسیم رأفت مولا، بر او دمیده و با دخول در حرم خلعت قبول دریافته است.»(31)
4. آگاهی و خود آگاهی و دوست و دشمن شناسی در مشعر:
«جستجو در خاکهای مشعر برای پرکردن یک کیسه از سنگریزههایی که میخواهد به شیطان بزند و نماز و دعا و مناجات شبانه و یاد خدا، در او (حاجی) نوعی آگاهی و خود آگاهی ایجاد میکند تا دوست و دشمن خود را بشناسد.»(32)
5. مشعر، نشان خداجویی و دوری از مظاهر دنیاطلبی:
«مشعر» یعنی محلی که شعار خدا و نشان خداجویی و خداخواهی در آن کاملاً پیداست.
در آنجا هیچ مظهری از مظاهر دنیاطلبی و خودخواهی دیده نمیشود، نه فرشی، نه سقفی، نه دودی، نه دمی، نه غذاهای الوان، نه مناظر زیبا، بیابانی پر از سنگ و خاک است که متجاوز از دو میلیون انسان سپیدپوش را که از تمام دنیا جز دو قلعه پارچه احرام چیزی همراه خود ندارند در آغوش خود گرفته است و هر کس به گوشهای برای عبادت و مناجات با خدا...»(33)
6. سنگهای کوچک و نبردی بزرگ:
دکتر سید محمدباقر حجتی در مورد جمعآوری سنگهای رمی جمرات در مشعر مینویسد: «این سلاح را ـ هر چند که ریز است ـ دسته جمعی فراهم آورند که با تمام کوچکی و سبکی خود، اگر به سوی شیطان و جمرات غول پیکر نشان روند، جثة برافراشته آنها را زیر خروارها سنگریزه میتوانند به راحتی خفه سازند.»(34)
7. کسب جمعیت از آن زلف پریشان بنمای:
نایب الصدر شیرازی گوید: «بعد از مشاهده یوم دین و جمع اولین و آخرین در محضر جلال کعبه ربّ العالمین ـ که در واقع سیر کثرت در وحدت بود ـ ... شبی در مزدلفه به روز آر که مشعر و وادیّ مُحسَّر است. روی و سوی کعبه ما، روز و شب نیکبختان است. ... در عین کثرت، وحدت است، کسب جمعیت از آن زلف پریشان بنمای. در مقام صعود یوم دین باشد... پس زنده دار دل خود را در این شب به یاد حضرت ما «فانّ احیاء هذا الیلة من اعظم القربات (= شب زندهداری مشعر از بزرگترین عوامل نزدیکی به خداست) و به عدد عین عین الجمع حصان را جمع نمودن، سنت است که در مراتب نزول سبع و در صعود سبعین است و در حقیقت واحد است ساری در همه.»(35)
8. تقوا و خوف از خدا را شعار دل خود قرار دهید:
آیت الله جوادی آملی در مورد اسرار مشعر مینویسند: «راز وقوف و بیتوته در مشعر الحرام، آنگونه که از مواعظ امام سجاد(ع) به شبلی استفاده میشود این است که حجگزار قلب خود را با شعار تقوا آگاه کرده، تقوا و خوف از خداوند را شعار دل خود قرار دهد. تا قلب او با تقوا شناخته شود، که شعار هر قومی معرف آن قوم است. بنابراین اگر چه تقوا در همه مناسک حج مطرح است، لیکن تجلی ویژه آن هنگام وقوف در مشعر الحرام، مشهود واقفان بر اسرار است.»(36)
-------------------------------------------------------------------------------------
پینوشت:
1. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 77 (ماده شعر) و نیز نک: حج مقبول، ص 144.
2. نمونه، ج 2، ص 31.
3. القری لقاصد ام القری، ص 154.
4. مجمع البحرین، ج 5، ص 68.
5. معجم البلدان، یاقوت حموی، ج 5، ص 142 (ایشان جهات دیگری نیز در نامگذاری بیان کرده که بعید به نظر میرسد)
6. بحارالانوار، ج 96، ص 266.
7. وسائل الشیعه، ج 14، ص 11، باب 4، ح 1846.
8. علل الشرایع، ص 437 و وسائل، ج 11، ص 238، باب 2، ح 14681.
9. نمونه، ج 2، ص 31.
10. نک: تفسیر پرتوی از قرآن، ج 2، ص 80 و المیزان، ج 2، ص 80 و اطیب البیان، همان.
11. اطیب البیان، ج 2، ص 372.
12. چرا که عرفات خارج از حرم است اما مشعر داخل حرم است.
13. تفسیر راهنما، ج 2،ص 21.
14. الفردوس: 3/620/5937، الجامع الصغیر: 2/557/8342 و الحج والعمرة فی الکتاب و السنة، ص 224.
15. کافی: 4/468/1، و همان، ص 225.
16. کافی: 4/224/1؛ التهذیب: 5/448/17؛ و همان.
17. سنن ابن ماجه: 2/1006/3024 (مشابه این حدیث در مورد عرفات در منابع شیعه آمده است)
18. سنن ابی داود: 2/190/1920؛ جامع الاصول: 3/249/1539؛ محاسن: 2/65/1180؛ صحیح بخاری: 2/601/1587 و الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص 222.
19. الکافی، 4/467/2؛ التهذیب: 5/187/623.
20. الکافی: 4/467/2؛ التهذیب: 5/187/623؛ و همان.
21. المحاسن: 1/141/188 و همان: ص 223.
22. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 48.
23. الحج و العمرة فی الکتاب و السنة، ص 225.
24. همان.
25. الکافی: 4/467/2؛ التهذیب: 5/187/623.
26. الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، ص 222 و 225.
27. الکافی: 4/477/3؛ همان، ص 226.
28. مجله میقات، ش 21، ص 18، مقاله اسرار و معارف حج، دکتر سید محمدباقر حجتی.
29. اشاره به دوران جاهلیت عرب است که قبایل قریش و کنانه و جدیله و تابعان آنها، خود را به عنوان «حُمس» میخواندند (یعنی استوار در آیین) آنان خود را از سایر قبایل ممتاز میدانستند، و برای ابراز برتری بر سایر قبایل از وقوف در عرفات خودداری میکردند و شب را در مشعر میماندند. (این مطلب در مبحث عرفات گذشت و احادیث آن ذکر شد)
30. همان، ص 17.
31. الاخلاق، ص 125.
32. حج نماز بزرگ، ص 52.
33. حج مقبول، ص 144.
34. مجله میقات، ش 21، ص 16.
35. تحفة الحرمین، ص 49.
36. صهبای حج، ص 435 ـ 436.
***نقل مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.***
ارسال شده در متفرقه | نظر جدید | نسخه چاپ
