1. برهان در لغت:
برهان از مادهی «بره» به معنای سفیدشدن است و از آنجا که استدلالات روشن، چهرهی حق را برای مخاطب نورانی و سفید و آشکار میکند به آن برهان گفته میشود.[1]
2. برهان در قرآن:
واژهی برهان در هشت مورد از آیات قرآن به کار رفته است،[2] به طور مکرر در آیات قرآن میخوانیم که از مخالفان درخواست دلیل میشود، مخصوصاً با تعبیر «هاتوا برهانکم» که در چهار مورد از قرآن مجید آمده است[3] و این روش برهان طلبی اسلام، حکایت از محتوای قوی و غنی آن میکند چرا که سعی دارد با مخالفان خود نیز برخورد منطقی داشته باشد و از آنها میخواهد برای مدعای خود دلیلی محکم بیاورند.
واژهی برهان در آیات دیگر قرآن:
الف. گاهی در قرآن از شخص پیامبر(ص) به «برهان» تعبیر شده است[4] میفرماید:
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُم بُرْهَانٌ مِن رَبِّکُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً»[5]
اى مردم! بیقین دلیل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ و نورى آشکار به سوى شما فرو فرستادیم.
ب. برهان به معنای وسایل یقین: در داستان حضرت یوسف(ع) و همسر عزیز مصر، که حضرت یوسف از آن امتحان الهی سربلند بیرون آمد قرآن میفرماید: دیدن برهان پروردگار باعث نجات یوسف شده است،
«وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلاَ أَن رَأى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ»[6]
و بیقین (آن زن) آهنگ او کرد؛ و (یوسف نیز) اگر دلیل روشن پروردگارش را ندیده بود، آهنگ وى مىنمود! اینچنین (کردیم) تا بدى و زشتى را از او بر گردانیم، [چرا] که او از بندگان خالص شده ما بود.
البته در مورد این که برهانی که به حضرت یوسف(ع) ارائه شد چیست؟ مفسران احتمالاتی دادهاند،[7] از جمله اینکه: برهانی که حضرت یوسف از پروردگارش دید هر چند کلام خدا روشنش نکرده ولی به هر حال یکی از وسائل یقین بوده که با آن دیگر جهل و ضلالتی باقی نمانده؛ یعنی آن برهان نوعی از علم مکشوف و یقین مشهود و دیدنی است که نفس آدمی با دیدن آن چنان مطیع و تسلیم میشود که دیگر هیچ تمایلی به معصیت نشان نمیدهد.[8]
ج. برهان به معنای معجزه: در آیهای دیگر از قرآن مجید از معجزه به «برهان» تعبیر شده است. در داستان حضرت موسی(ع) و رفتن آن حضرت به کوه طور، پروردگار به حضرت موسی(ع) دو معجزه داد: معجزهی عصا و ید بیضاءو سپس موسی را ندا داد:
«فَذَانِکَ بُرْهَانَان مِن رَّبِّکَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْماً فَاسِقِینَ»[9]
و این دو (معجزه) دلیلهاى روشنى از جانب پروردگارت به سوى فرعون و اشراف اوست؛ [چرا] که آنان گروهى نافرمانبردارند.
اگر به معجزه «برهان» گفته شده به این علت است که معجزه یقین آور است و معجزه حقانیت پیامبر را روشن میکند و جای تردیدی باقی نمیگذارد.[10]
د. برهان به معنای دلیل: قرآن کریم میفرماید: مشرکان تنها روی ادعا تکیه دارند و بر آن هیچ دلیل و برهان قابل قبولی ارائه نمیکنند به این معنا که دلیلهای آنها همچون عقاید کورکورانه از نیاکان و خرافاتی مانند آن است.[11]
«وَمَن یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لاَ بُرْهَانَ لَهُ»؛[12]
و هر کس معبود دیگرى را با خدا بخواند (و بپرستد،) که برایش هیچ دلیل روشنى بدان نیست
مسلماً هیچ دلیلی بر مدعای خود نخواهد داشت.
3. برهان در علم منطق:
در علم منطق در مبحث «صناعات خمس» یکی از قیاسها، قیاس برهان است که مقدمات آن از قضایای یقینی درست شده باشد و آن تنها قیاسی است که انسان را به حقیقت میرساند و مستلزم یقیین به واقع میباشد و برهان اصطلاحاً در علم منطق اینگونه تعریف میشود:
برهان قیاسی است که مرکب از مقدمات یقینی باشد که ذاتاً نتیجهی یقینی به دست میدهد.[13]
نتیجه:
با بررسی کاربردهای متعدد واژهی برهان در آیات مختلف قرآن کریم و همچنین بررسی آن در علم منطق به این نتیجه میرسیم که معنای «برهان در قرآن» اعم و گستردهتر از قیاس منطقی میباشد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . تفسیر نمونه، ج 4، ص 234.
[2] . نساء / 174، یوسف / 24، مومنون / 117، بقره / 111، انبیاء / 24، نمل / 64، قصص 32 و 75.
[3] . بقره / 111، انبیاء / 24، نمل / 64، قصص / 75.
[4] . البته نظرات دیگری هم میباشد که قویترین آن تفسیر به شخص پیامبر میباشد. (مراجعه شود به تفاسیر المیزان، ج 5، ص 152، نمونه، ج 4، ص 234، اطیب البیان، ج 4، ص 283، البرهان، ج 2، ص 204، بیان السعادة، ج 2، ص 69، التبیان، ج 3، ص 406 و مجمع البیان، کنز الدقائق و منهج الصادقین و... ذیل آیه)
[5] . نساء / 174.
[6] . یوسف / 24.
[7] . تفسیر نمونه، ج 9، ص 375.
[8] . المیزان، ج 11، ص 129 (بیروت)
[9] . قصص / 32.
[10] . المیزان، ج 11، ص 129.
[11] . نمونه، ج 14، ص 348.
[12] . مؤمنون/ 117.
[13] . المنطق، محمدرضا مظفر، ص 325 و مبحث صناعات خمس در کتب منطق.
